هرگاه يکي از شما با برادري در راه خدا برادري کرد، با او معارضه نکند، او را خشمگين نکند و با او مخالفت ننمايد . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
کل بازديدها:----14605---
بازديد امروز: ----41-----
بازديد ديروز: ----51-----
شقايق...گل هميشه عاشق

 

نويسنده: شقايق
جمعه 30/9/1386 ساعت 7:54 عصر

 


يلدا نام‌ فرشته‌اي‌ است، بالا بلند. با تن‌پوشي‌ از شب‌ و دامني‌ از ستاره. يلدا نرم ‌نرمک‌ آمده‌، با اولين‌ شب‌ زمستان و هر شب‌ رداي‌ سياهش‌ را قدري‌ بيشتر بر سر آسمان‌ مي‌کشد تا آدم‌ها زير گنبد کبود آرام‌تر بخوابند.‏
يلدا هر شب‌ بر بام‌ آسمان‌ و در حياط‌ خلوت‌ خدا راه‌ مي‌رود‌ و لابه‌لاي‌ خواب‌هاي‌ زمين‌ لالايي‌اش‌ را زمزمه‌ مي‌کند. گيسوانش‌ در باد مي‌وزد و شب‌ به‌ بوي‌ او آغشته‌ مي‌شود.‏
يلدا شبي‌ از خدا پاره‌اي‌ آتش‌ قرض‌ گرفت. آتش‌ که‌ مي‌داني، همان‌ عشق‌ است. يلدا آتش‌ را در دلش‌ پنهان‌ کرد تا شيطان‌ آن‌ را ندزدد. آتش‌ در وجود يلدا بارور شد.‏
فرشته‌ها به‌ هم‌ گفتند: "يلدا آبستن‌ است. آبستن‌ خورشيد. و هر شب‌ قطره‌قطره‌ خونش‌ را به‌ خورشيد مي‌بخشد و شبي‌ که‌ آخرين‌ قطره‌ را ببخشد، ديگر زنده‌ نخواهد ماند."‏
فرشته‌ها گفتند: فردا که‌ خورشيد به‌ دنيا بيايد، يلدا خواهد مُرد.‏
يلدا هميشه‌ همين‌ کار را مي‌کند؛ مي‌ميرد و به‌ دنيا مي‌آورد. يلدا آفرينش‌ را تکرار مي‌کند.‏
راستي، فردا که‌ خورشيد را ديدي، به‌ ياد بياور که‌ او دختر يلداست‌ و يلدا نام‌ همان‌ فرشته‌اي‌ است‌ که‌ روزي‌ از خدا پاره‌اي‌ آتش‌ قرض‌ گرفت.


 


 


                     عرفان نظر آهاري


 


    نظرات ديگران ( )

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [6/6/1387- 5:36 ع] من تمنا دارم!!!
    [25/5/1387- 2:4 ص] راز عشق...
    [11/5/1387- 12:37 ص] تازه به تازه...نو به نو!!!
    [28/4/1387- 2:18 ع] فال فروش!!!...و براي هنرمند محبوبم...
    [19/4/1387- 9:2 ع] به فرزندم...و آرزوي من براي تو
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • لوگوي وبلاگ

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • لوگوي دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعيت من در ياهو

  • آواي آشنا

  •