فرستنده :
ياسين
پنج شنبه 22/11/88
ما که رفتيم ولي يادت باشه ديوونه بوديم
واسه تو يه عمر اسير تو کنجه اين خونه بوديم
ما که رفتيم ولي اين رسمه وفداري نبود
قصه ي چشماي تو واسه ما تکراري نبود
ما که رفتيم حالا تو ميموني و عشقه جديد
ميدونم چند روز ديگه ميشنوم جدا شديد
ما که رفتيم ولي مزده دستاي ما اين نبود
دله ما لايقه اينکه بندازيش زمين نبود
ما که رفتيم ولي کن قدرتو دونسته بوديم
بيشترم خواسته بوديم ولي نتونسته بوديم
ما که رفتيم ولي دل نداديم به عشقه کاغذي
لااقل ميومدي پيشم واسه خداحافظي.......
فرستنده :
شروين جون
دوشنبه 14/10/88
سلام واقعا جالبه که با این سن هنوز فعالیت در وبلاگتون رو رها نکردید جای بسی تقدیر داره؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فرستنده :
علي وطن
چهارشنبه 3/4/88
شاید آن روز که سهاب نوشت تاشقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر خون علی جان نداشت باید این جور نوشت چه گل میخک یاس شقایق جان زندگی دشوار است . امیوارم همیشه سبز باشی عمر گل کوتاهه . (-: